


عاقبت عالم ما صلح و صفا خواهد شد
قلب معشوق پر از مهر و وفا خواهد شد
شام هجران و غم دل سپری خواهد گشت
یار بی پرده نمایان ز خفا خواهد شد
قدم از پرده غیبت به برون خواهد زد
خضر ما ساقی صهبای بقا خواهد شد
عالم پیر جوان گردد و سر مست سرور
مشک ریزان نفس باد صبا خواهد شد
شب ظلمانی غم مهر رخش بشکافد
روشنی بخش به خورشید و سما خواهد شد
همه آفاق پر از زمزمه عشق شود
خود بیندیش در آن روز چه ها خواهد شد (1)
ادامه مطلب...
برخی خاخام های یهودی در یک ادعای عجیب می گویند: نام «باراک اوباما» در کتاب مقدس آمده و بیان شده که در زمان وی جنگ آخر الزمان میان اسرائیل و ایران رخ خواهد داد. در این جنگ عنیف سوریه، حماس و حزب الله نیز به کمک ایران می آیند و از سوی دیگر ایالات متحده آمریکا و برخی کشورهای دیگر
.jpg)
اروپایی نیز به اسرائیل کمک خواند کرد. جنگ یأجوج و مأجوج در همین زمان خواهد بود.
این جنجال برای اولین بار هنگامی رخ داد که خاخام «هارعتسیون» در بیت المقدس اشغالی گفت: به دنبال اسم اوباما در کتاب مقدس گشتیم و دیدیم که اسم وی سه بار در این کتاب بیان شده که در هر سه بار مربوط به جنگ یأجوج و مأجوج بوده است. از همین رو خاخام های دینی پیش بینی می کنند که جهان در سال 2012 به پایان برسد و پس از اینکه همگان در قبر قرار گرفتند، در سال 2035 یعنی حدود 25 سال دیگر قیامت برپا خواهد شد.
در همین حال پایگاه خبری «هشیم نت» که یک پایگاه افراطی وابسته به خاخام های افراطی است در مقاله ای نوشت: جنگ یأجوج و مأجوج و ظهور [حضرت] عیسی مسیح بین سال های 2011 و 2012 رخ خواهد داد.
این مطلب در ادامه افزود: جنگ سختی که جنگ آخر الزمان است از یک کشور عربی – اشاره غیر مستقیم به لبنان – و توسط یک گروه مسلح علیه اسرائیل آغاز خواهد شد. در همان زمان ایران نیز به کمک آن گروه مسلح خواهد آمد زیرا اسم «محمود احمدی نژاد» به عنوان رئیس جمهور ایران نیز در تورات مقدس در بخشی به نام "حزقیال" آمده است.
این مطلب همچنین می افزاید: البته این جنگ تقریبا نسبت به زلزله ای که قرار است در سال 2011 یا 2012 در تل آویو بیاید و تمام برج ها و ساختمان های این شهر را تخریب کنند، ناچیز است به طوری که چنین زلزله ای تمام این سرزمین را به لرزه در می آورد و ویران گر است.



يكي از پرسشهاي اساسي در مورد «عصر ظهور»، امكان اصلاح اخلاقي و تغيير و تحولات روحي و معنوي در انسانها و دوري آنان از معصيت، فسادگري، جنايت و بيداد است؛ يعني آيا انسانها واقعاً خوب و صالح ميشوند؟
بر اساس روايات پاسخ اين سؤال، روشن و مثبت است؛ يعني، اصلاح كامل و همه جانبه رفتار، اخلاق، پندار و گفتار انسانها به دست امام زمان عليه السلام و در پرتو دولت اخلاقي مهدوي صورت ميگيرد.
بيان چرايي و چگونگي اين دگرگوني روحي و انقلاب اخلاقي، ميتواند راهگشاي بسياري از پژوهشها و رويكردهاي معرفتي دربارة امكان اصلاح انسان و رفع مشكلات عديدة بشر و تعليم و تربيت او در همه سطوح باشد. تا زماني كه انسان از نظر اخلاقي و فكري، رشد نيابد و تربيت نشود و به كمال و سعادت واقعي خود نينديشد و بدان سو گام ننهد، تمامي كاستيها، ناراستيها و ناهنجاريها باقي خواهد ماند. براي رسيدن به اين مرحله از رشد، انسان بايد داراي بصيرت اخلاقي باشد. درك وشناخت «بصيرت اخلاقي» و ضرورت و بايستگي آن، در اين پژوهش مورد بررسي قرار ميگيرد.
پيش درآمد
انسان موجودي است كرامت يافته، با فطرت پاك الهي و سرشته شده با مكارم اخلاقي و خرد متعالي. اين خليفه حق بر روي زمين، ظرفيت و نيروي رشد و شكوفايي فوق العادهاي دارد كه در پرتو آن، ميتواند يك زيست فرهنگي شكوهمندي را تجربه كند و در سطح فراگير و جهان شمول، هويت انساني و الهي خود را بروز دهد. انسان مادي و دنيوي، داراي «بعد فرهيخته اي» است معنوي و الهي؛ كه هم او را به سمت كمال و تعالي برتر سوق ميدهد و هم حيات زميني او را سامان حقيقي ميبخشد. در واقع زيست پاك و بيآلايش انساني، تنها در گرو راهكارهاي مديريتي و تجربي نيست؛ بلكه اينها فقط براي چرخش بهينه بعضي از امور دنيوي است؛ يعني،مربوط به سطح خُرد حيات. اما سطح كلان زندگي در دو بعد مادي و معنوي، نيازمند راهكار بنيادين و نظام جامعي است كه انسان را از سطح نابهنجار و غيرحقيقي جدا كرده و در يك سطح برتر و كامل تري قرار ميدهد؛ يعني، انسان به آن هويت واقعي و اصيل خود نزديك شده و در نظام متواتر فكري و اخلاقي قرار گيرد. مهمترين مسأله اين است كه آيا امكان اين تغيير و تحول روحي و اخلاقي در انسان وجود دارد و اصولاً چرا جامعه به اين دگرگونيهاي فرهنگي نياز دارد؟ مكاتب فكري بشر، پاسخهاي مختلفي به اين سوال دادهاند و البته كمتر مكتب و انديشهاي هست كه به طور جامع و كامل به اين مسأله بپردازد و راهكار فرهنگي (فرهيختگي معنوي و تربيتي) براي رفع كاستيها و ناراستيها ارائه بدهد؛ اما اديان الهي ـ به خصوص دين مقدس اسلام ـ به اين جنبه توجه ژرفي نشان داده و رسالت پيامبران و مصلحان را، اصلاح اخلاقي و معنوي انسان قرار داده و راهكار بنيادين و فراگيري ارائه نمودهاند.
ادامه مطلب...

سيادت، آقايي و کرامت آنان هر انسان آگاهي را شرمنده مينمايد؛
.
آنان برگزيدگان آفرينش هستند که در خوان کرم و احسانشان هزاران حاتم متنعّماند؛
آنان حجّتهاي خدا بر خلق او و راهنمايان مردم به سوي سعادت و کمالاند که همچون ستارگاني درخشان در هر عصر و زماني درخشيدند و انسانهاي آگاه به اندازه شناخت و معرفتشان پروانهوار به دور وجود آنها چرخيده و کسب فيض نمودند.
آخرين آنها يعني حضرت مهدي عليه السلام که جانشين خدا در اين روزگار است و امام زمان ماست.
.
راستي ما انسانها براي اين امام غايب که حق حيات و هستي بر ما دارد، چه کار کردهايم؟
.
آيا توانستهايم، حقي از حقوق آن وجود شريف را ادا کنيم؟
.
آيا واقعاً در برابر اين نعمت عظمي و حجّت خدا، چگونه خدا را شکرگزاري نمودهايم؟
ادامه مطلب...
سید خراسانی کیست و در هنگام ظهور چه می کند؟
مصداق یابی سید خراسانی در دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله) ، از نهی تا تشویق!
آیا مقام معظم رهبری(مدظله) از سید خراسانی بودن خویش اطلاع دارد؟!
آیا مقام معظم رهبری(مدظله) ترویج مصداق شناسی شخصیتهای ظهور را درست می دانند ، و به آن رضایت دارند؟!
آیا مقام معظم رهبری(مدظله) موظف نیست در صورت نادرست بودن این بحث ها به این انحرافات پایان دهد؟!
مشهور بودن آقا به سید خراسانی در بین عوام و خواص!
گردان استشهادیون نمونه ای از برخورد سریع آقا با اقدامات و مباحث نادرست!
سکوت همراه با رضایت مقام معظم رهبری(مدظله) نشانه چیست؟!
ادامه مطلب...
در آستانه ظهور حضرت مهدى علیهالسلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود مىرسد و ظلم و ناعدالتى، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر كس و حكومتى ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و نداى عدالتى مىگردند كه آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستكبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنهانگیز و فرصت طلب به تنگ مىآیند كه شب و روز آرزوى قیام منادى عدالت را در سر مىپرورانند. حضرت امام باقر علیهالسلام فضاى تاریك جهان قبل از ظهور را اینگونه بیان مىكند:
«لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَ طاعُونٍ قَبْلَ ذلِكَ وَ سَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَ تشْتیتٍ فى دینِهِمْ وَ تَغْییرٍ فى حالِهِمْ حَتّى یَتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَ مَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَرى مِنْ كَلْبِ النّاسِ وَ اَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا(7)؛ حضرت قائم علیهالسلام قیام نمىكند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزلهها و فتنه و بلایى كه بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مىشوند.
آنگاه شمشیر برنده میان اعراب حاكم مىشود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونى احوالشان به اوج مىرسد؛ به گونهاى كه هر كس بر اثر مشاهده درندهخویى و گزندگىاى كه در میان برخى از مردم نسبت به بعضى دیگر به وجود مىآید، صبح و شام آرزوى مرگ مىكند.»
امام آنگاه افزود: «وقتى كه یأس و ناامیدى تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بنبست احساس كردند، امام غائب علیهالسلام قیام مىكند.»

